از میان الگوها(فرم ها)ی پرده بندی که به سراغشان میرویم، الگوی “چندپیرنگی”ست. الگویی نسبتا جوان، با پیشینه ای نسبتا کوتاه مدت. در این فرم فیلمنامه، چند خط داستانی (چند پیرنگ) طراحی و یا انتخاب می شوند، به شکلهای متفاوتی با هم مرتبط شده و در کل، یک فیلمنامه ی سینمایی را به وجود می آورند: *** انواع تلفیق و یا ترتیب این داستان ها، آزموده شده و بعضا فیلم های موفقی از آب درآمده اند. تعداد این نوع فیلم، در میان تولیدات انبوه سالانه ی سینما، چندان زیاد نیست. برخی سالها و دوره ها، بیشتر، و گاه کمتر. قطعا در آینده نیز کسانی دست به تولید این نوع فیلمنامه (و فیلم) خواهند زد. دلایل مختلفی باعث تمایل به این نوع فیلمنامه می شود: گاه کوتاهی داستان های مورد نظر، که هیچ یک به اندازه ی یک فیلمنامه سینمایی حجیم نیستند،گاه ارتباط و نزدیکی مفاهیم چند داستان با یکدیگر، گاه علاقه به استفاده از فرمی در خور توجه و نسبتا تازه، گاه رسیدن به چند زاویه ی دید، نسبت به یک موضوع (که همه برای نویسنده یا کارگردان، قابل تایید و دوست داشتنی اند)، گاه به قصد ایجاد جذابیت در فرم و زبان فیلم، از طریق ایجاد تناقض و تضاد نسبت به یک موضوع یا یک رویداد، و گاه…! برخی از این فیلمنامه ها، گشاینده ی راهی برای فیلمسازان جوانتر بوده و خود به اثری ماندگار تبدیل شده اند! *** قرار دادن چند داستان(پیرنگ) کوتاه در یک فیلمنامه شیوه های متنوعی دارد. در نگاهی کلی این داستانها می توانند موازی یا متوالی، نسبت به یکدیگر قرار گیرند، و نیز می توانند به خاطر چهارچوب داستانی، مرتبط یا کاملا مستقل از یکدیگر باشند. در هر حال، به دلیل حجم هر داستان، که کوتاه است، پرده بندی هم تفاوتهایی با پرده بندی معمول و متداول یک داستان یکپارچه ی سینمایی خواهد داشت. تعداد پرده ها در هر داستان می تواند کم باشد و یا حجم هر پرده می تواند فشرده و کم حجم باشد، و در صورت لزوم، تلفیق این دو امکان (یا ضرورت).
چند نمونه را مرور می کنیم:

– ممکن است جنسیت و هویت یک فرد، و حضورش در موقعیت های داستانی پیوسته، اما مستقل، در زمانی خطی یا دایره وار، داستانی را شکل دهد که در کل بیانگر معنایی واحد است و شخصیت در هر جنسیت یا هویت خود، داستانی یک یا دو پرده ای را نمایندگی و بیان می کند:

Predestination” “ -” جان مالکوویچ بودن” – ممکن است داستانی چندپیرنگی (هر پیرنگ دارای پرده بندی کوتاه و محدود خود)، به فیلمنامه ای چندین پرده ای تبدیل شود که به دلیل نوعی “وحدت مکان” در هم گره خورده اند و چندین پرده اند:” Bad time in Hotel Royal “ – فیلم کلاسیک و شاه پیرنگ “فراری” در دل ساختار سه پرده ای و نیرومندش، چند پیرنگ فرعی(عموما تک پرده ای) کوتاه و پر تحرک را ذخیره کرده است که ریتم پرقدرتی به پرده (بخش میانی) داده است! – فیلم بیوگرافیک و کلاسیک “روکو و برادرانش” در دل داستان جمعی چند شخصیت، به ازاء هر شخصیت، خرده پیرنگی با پرده بندهای منقطع، را به نمایش می گذارد که در هم اثر می گذارند و پس از برخوردهایشان، هر کدام راه خود می روند! – فیلم زیبای “میان ستاره ای-interstellar”، مفهوم خطی- زمینی زمان را در مینوردد و شخصیت ها موفق می شوند در گذشته و آینده ی زندگی هم حضور یابند و بر هم اثر بگذارند و سیر موقعیت های داستانی محدود در زمان خطی و مکان معین را تغییر دهند! شکلی “مرکب” در پرده بندی!

– فیلمنامه ی زیبایprefect strangers” “ چند شخصیت را گرد می آورد که خطوط داستانی دو به دو، یا منفردی داشته اند. این خطوط، در هم وارد می شوند و ترکیبی می یابند که حاکی از تداخل پنهان آنها در گذشته بوده! پرده بندی درهم تنیده ای که ساختار بیوگرافیک فیلم را دگرگون می کند! – ممکن است…! – فیلمنامه…!
*** این گوناگونی را میتوان باز هم ادامه داد و به ترکیبهای دیگری رسید! انواع پیرنگ ها و پرده بندیها، کار شده و می شود! فهرست بلندبالای موجود، احتمالا هر سال قد خواهد کشید! پرده بندی در ساختارهای ضدپیرنگ چگونه ست؟ (ادامه دارد)
