راهنمای جامع برای خلق داستان‌های سینمایی

فریدون فرهودی

آیا رویای نوشتن فیلمنامه و دیدن داستانتان روی پرده‌ی سینما را دارید؟

در این راهنمای قدم به قدم و صمیمی آموزش فیلمنامه نویسی، از پیدا کردن ایده‌ی اولیه تا ساختار، شخصیت‌پردازی، دیالوگ و بازنویسی، همراه شما هستیم تا اولین فیلمنامه‌ی کامل خود را بنویسید.

سلام رفیق فیلمنامه‌نویس من! تا به حال شده در تاریکی سینما غرق در داستانی شوید و با خودتان بگویید: “چه کسی این جادو را خلق کرده؟” جواب ساده است: فیلمنامه‌نویس. کسی که با قلمش، رویاها و تخیلاتش را به تصویر می‌کشد و ما را برای ساعاتی از دنیای روزمره جدا می‌کند. اگر شما هم دلتان می‌خواهد این جادوگر باشید و داستان‌هایتان را روی پرده نقره‌ای ببینید، جای درستی آمده‌اید. این مقاله، یک راهنمای صمیمی و قدم به قدم برای آموزش فیلمنامه‌نویسی است. از جرقه‌ی اولیه‌ی یک ایده تا لحظه‌ای که فیلمنامه‌ی کاملتان را در دست می‌گیرید، همراهتان خواهیم بود. پس کمربندها را ببندید، چون قرار است سفری هیجان‌انگیز را با هم شروع کنیم!

پیدا کردن جرقه‌ی اولیه، از ایده تا طرح داستانی

همه‌چیز از یک جرقه شروع می‌شود. یک ایده، یک تصویر، یک خاطره، یک خبر، یا حتی یک مکالمه‌ی ساده می‌تواند بذری باشد برای یک فیلمنامه‌ی جذاب. اما چطور این جرقه را به یک داستان منسجم تبدیل کنیم؟ اولین قدم، تبدیل ایده به یک طرح داستانی یا پرمیس قوی است.

تصور کنید ایده‌ی شما این است: “یک مرد به سفر می‌رود.” این یک ایده است، اما هنوز یک طرح داستانی نیست. حالا این ایده را کمی پخته‌تر کنیم: “مردی که همسرش را از دست داده، به سراسر کشور سفر می‌کند تا خاکستر او را در مکان مورد علاقه‌اش پخش کند، اما در طول سفر، رازی درباره‌ی گذشته‌ی همسرش کشف می‌کند که زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد.” حالا این یک طرح داستانی جذاب است که پتانسیل یک فیلمنامه‌ی گیرا را دارد.

نکته‌ی کلیدی: یک طرح داستانی خوب باید شامل شخصیت اصلی، هدف او و مانعی باشد که بر سر راهش قرار می‌گیرد.

چگونه ایده خود را به طرح داستانی تبدیل کنیم؟

از خودتان سوالات زیر را بپرسید:

  • شخصیت اصلی داستان کیست؟ چه می‌خواهد؟

  • چه چیزی مانع رسیدن او به خواسته‌اش می‌شود؟

  • پیامد موفقیت یا شکست او چیست؟

  • داستان شما در چه دنیایی اتفاق می‌افتد؟

بعد از اینکه طرح داستانی‌تان شکل گرفت، نوبت به ساختن دنیای داستان و شخصیت‌های آن می‌رسد. حتی اگر داستان شما در دنیای امروز و در یک شهر معمولی اتفاق می‌افتد، باز هم باید جزئیاتی را برای آن در نظر بگیرید. چه نوع آب و هوایی دارد؟ فرهنگ مردم آن چگونه است؟ چه قوانین و مقرراتی در آن حاکم است؟

ساختن دنیای داستان و شخصیت‌های باورپذیر

اما مهم‌تر از دنیا، شخصیت‌های داستان هستند. شخصیت‌های شما باید باورپذیر و جذاب باشند. آن‌ها باید انگیزه‌ها، نقاط قوت و ضعف، و گذشته‌ای داشته باشند که رفتارشان را در طول داستان توجیه کند. به این فکر کنید که چه چیزی شخصیت شما را خاص می‌کند؟ چه چیزی او را از دیگران متمایز می‌کند؟

مثال: در فیلم “فارست گامپ”، شخصیت اصلی، فارست، فردی با ضریب هوشی پایین است، اما قلب بزرگی دارد و ناخواسته در بسیاری از رویدادهای مهم تاریخ آمریکا نقش ایفا می‌کند. گذشته‌ی او (مادر مهربان، دوران کودکی متفاوت) و انگیزه‌هایش (عشق به جنی) باعث می‌شود که او یک شخصیت بسیار باورپذیر و دوست ‌داشتنی باشد.

همچنین به قوس شخصیتی توجه کنید. شخصیت‌های اصلی شما در طول داستان باید تغییر کنند و تکامل پیدا کنند. این تغییر می‌تواند مثبت یا منفی باشد، اما باید منطقی و ناشی از رویدادهای داستان باشد.

ساختار داستان، اسکلت فیلمنامه

هر فیلمنامه‌ی خوبی به یک ساختار محکم نیاز دارد. رایج‌ترین ساختار در فیلمنامه‌نویسی، ساختار سه پرده‌ای است:

  • پرده‌ی اول (آغاز): در این پرده، شخصیت‌ها معرفی می‌شوند، دنیای داستان شکل می‌گیرد و واقعه‌ی محرک رخ می‌دهد. واقعه‌ی محرک، اتفاقی است که زندگی شخصیت اصلی را زیر و رو می‌کند و او را وارد ماجرا می‌کند.

  • پرده‌ی دوم (میانه): این پرده، طولانی‌ترین بخش فیلمنامه است و شامل کنش‌های فزاینده می‌شود. شخصیت اصلی با موانع مختلف روبرو می‌شود، تلاش می‌کند به هدفش برسد و در طول مسیر، رشد می‌کند و تغییر می‌کند.

  • پرده‌ی سوم (پایان): در این پرده، داستان به اوج خود می‌رسد (نقطه‌ی اوج)، نبرد نهایی رخ می‌دهد و در نهایت، گره‌گشایی صورت می‌گیرد و تکلیف داستان مشخص می‌شود.

مثال: در فیلم “جنگ ستارگان: امیدی نو”، پرده‌ی اول با معرفی لوک اسکای‌ واکر و نابودی خانه‌اش توسط نیروهای امپراتوری آغاز می‌شود (واقعه‌ی محرک). پرده‌ی دوم شامل سفر لوک به همراه هان سولو و اوبی وان کنوبی، نجات پرنسس لیا و آموزش‌های جدای می‌شود (کنش‌های فزاینده). پرده‌ی سوم با حمله به ستاره‌ی مرگ و نابودی آن به دست لوک به اوج می‌رسد (نقطه‌ی اوج) و در نهایت، صلح و پیروزی شورشیان رقم می‌خورد (گره‌گشایی).

هنر دیالوگ و روایت تصویری

فیلمنامه یک رسانه‌ی بصری است، پس باید سعی کنید داستانتان را بیشتر از طریق تصاویر و کنش‌ها روایت کنید تا دیالوگ. دیالوگ‌ها باید هدفمند باشند و اطلاعات مهمی را درباره‌ی شخصیت‌ها و داستان منتقل کنند. از دیالوگ‌های طولانی و بی‌هدف پرهیز کنید.

به یاد داشته باشید که “نشان بدهید، نگویید.” به جای اینکه بگویید شخصیت عصبانی است، او را در حال مشت زدن به دیوار نشان دهید. به جای اینکه بگویید آن‌ها عاشق هم هستند، آن‌ها را در حال نگاه کردن به یکدیگر با عشق نشان دهید.

مثال: در فیلم “سکوت بره‌ها”، نحوه‌ی نگاه کردن هانیبال لکتر به کلاریس استارلینگ و لحن صحبت کردنش، بدون نیاز به دیالوگ‌های طولانی، حس ترس و جذابیت را به مخاطب منتقل می‌کند.

فریدون فرهودی

از طرح کلی تا پیش‌نویس اول: نوشتن آغاز می‌شود ✍🏻

بعد از اینکه تمام عناصر داستانتان را مشخص کردید، نوبت به نوشتن می‌رسد. قبل از شروع، بهتر است یک طرح کلی یا سیناپس از داستانتان تهیه کنید. این طرح کلی می‌تواند شامل خلاصه‌ی هر پرده، سکانس‌های کلیدی و نقاط عطف داستان باشد.

وقتی شروع به نوشتن پیش‌نویس اول می‌کنید، سعی کنید فقط داستان را بنویسید و زیاد نگران جزئیات و بی‌نقص بودن آن نباشید. هدف در این مرحله، پیاده کردن تمام ایده‌ها و طرح‌هایتان روی کاغذ است.

نکته‌ی کلیدی: یک ضرب‌المثل معروف در فیلمنامه‌نویسی وجود دارد: “اولین پیش‌نویس همیشه بد است.” پس نگران نباشید و فقط بنویسید!

بازنویسی و دریافت بازخورد

بعد از اینکه پیش‌نویس اولتان تمام شد، وقت استراحت است. فیلمنامه‌تان را برای چند روز کنار بگذارید و بعد با دیدی تازه به آن نگاه کنید. بازنویسی، مهم‌ترین مرحله در فیلمنامه‌نویسی است. در این مرحله، شما داستانتان را بهبود می‌بخشید، شخصیت‌ها را عمق می‌بخشید، دیالوگ‌ها را صیقل می‌دهید و ساختار را محکم‌تر می‌کنید.

همچنین، دریافت بازخورد از افراد مورد اعتماد (مانند دوستان فیلمنامه‌نویس، مربیان یا حتی خوانندگان حرفه‌ای) می‌تواند بسیار ارزشمند باشد. به بازخوردهای آن‌ها با دقت گوش کنید و سعی کنید از آن‌ها برای بهبود فیلمنامه‌تان استفاده کنید.

نکته‌ی کلیدی: بازنویسی یک فرآیند تکراری است. ممکن است لازم باشد فیلمنامه‌تان را چندین بار بازنویسی کنید تا به نتیجه‌ی دلخواه برسید.

قالب‌بندی و ارائه: آراستن اثر

در نهایت، وقتی از محتوای فیلمنامه‌تان راضی بودید، نوبت به قالب‌بندی صحیح آن می‌رسد. فیلمنامه‌ها دارای یک قالب استاندارد هستند که شامل فونت، حاشیه‌ها، نحوه‌ی نوشتن عنوان سکانس‌ها، دیالوگ‌ها و توضیحات صحنه می‌شود. رعایت این قالب‌بندی، نشان‌دهنده‌ی حرفه‌ای بودن شماست.

نکته‌ی کلیدی: نرم‌افزارهای متعددی برای قالب‌بندی فیلمنامه وجود دارند که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.

نتیجه‌گیری

فیلمنامه‌نویسی یک سفر پرچالش اما بسیار لذت‌بخش است. از پیدا کردن یک ایده‌ی جذاب تا نوشتن یک فیلمنامه‌ی کامل، راهی طولانی در پیش دارید، اما با صبر، پشتکار و تمرین مداوم، می‌توانید به یک فیلمنامه‌نویس موفق تبدیل شوید. این مقاله تنها یک نقطه‌ی شروع است. برای عمیق‌تر شدن در این هنر، منابع زیادی در دسترس شما قرار دارد. پس همین حالا دست به کار شوید و داستان‌هایتان را بنویسید!

امیدوارم این مقاله برای شما مفید بوده باشد و شما را در مسیر فیلمنامه‌نویسی یاری کند. به یاد داشته باشید که مهم‌ترین قدم، شروع کردن است. پس قلم را بردارید و داستانتان را بنویسید!😊

دیدگاهتان را بنویسید