شخصیت و معنای داستان (بخش پنجم)

میدانیم طرح داستانی فیلمنامه در یکی از این سه محور، با یکی از این سه عنصر کلیدی فیلمنامه آغاز می شود: ” شخصیت- موقعیت – معنا” !
به این بحث وارد نمیشویم که کدام درست تر و متداول تر است، که خود وادی گسترده ای ست!
میشود گفت برای تولید فیلمنامه های متفاوت، ارزش و کارکرد هر کدام تغییر می کند.
تفاوت و تاثیر انتخاب هر یک از این سه (چهار) محور، برای شروع فیلمنامه را دقیق تر نگاه کنیم!

– راه رفته را برگردیم!
سراغ کسی برویم که با وجود این گوناگونی گسترده ی تغییر و تفسیر از هویت “شخصیت”، پیچیدگیها، تنگناها، و احتمالات فراوان، دست به طراحی و سازماندهی هویت، و عرضه ی شخصیت برای همگان میزند: فیلم نامه نویس!
در واقع کسی که جسارت کافی برای بدنیا آوردن انسانی را دارد، که از پیش میداند این فرزند سفری دراز و پرکشمکش در پیش خواهد داشت و فراز و فرودهای فراوان از سر خواهد گذراند!
** *
– چه رازیست در شکل گیری شخصیت هائی که “ماندگار” میشوند، حتی اگر در فیلمی معمولی و نه چندان شاخص وجود یافته باشند؟
شاید دلگرمی فیلمنامه نویس هنگام خلق شخصیت های فیلمنامه اش، همین روشنای دور و کم رمق، اما شوق انگیزست: جای گرفتن فرزند در جائی از صف طویل شخصیت های ماندگار!
چگونه انسان نیرومند و جان سختی آفریده میشود که از این هزارتو به سلامت می گذرد و باقی می ماند؟
آیا این توانایی و تاب آوری کاملا آگاهانه و فنی، توسط فیلمنامه نویس به شخصیت تزریق، یا در او دمیده می شود؟ آیا ناآگاهانه و غریزی- حتی چنین اتفاقی میافتد؟
** *
– واقعیت این است که شخصیت های فیلمنامه، در فرایندی توضیح ناپذیر به وجود میآیند، که برای هر فیلمنامه نویس، و در هر فیلمنامه، تلفیقی منحصر به فرد، از اقدام آگاهانه و ناخودآگاهانه است!
کسی نمیداند نقطه ی آغاز شکل گیری شخصیت، در ذهن فیلمنامه نویس، کجاست! به ویژه وقتی نقطه ی آغاز فیلمنامه، تخیل نویسنده باشد، و نه حافظه و واقعیت عملا موجود!
کسی نمیتواند تعیین کند که باید از کجا شروع کرد و در کدام مسیر ادامه داد!
فرمولی و قاعده ی عمومی در این مورد نیست! ذهن انسان، چگونی و چرائی کارکردهایش را نمیتوان با چنین قابهائی مقید و تبیین کرد!
** *
– اما پیشنهادها فراونند!
هر کارشناس عرصه ی سینما و فیلمنامه نویسی توصیه هایی دارد! پیشنهادها و کلیدهایی ارائه می کند، که برخی، تقریبا نزد همه شان مشترک است.
تقریبا دو گروه عمده ی متفاوت را میتوان تفکیک کرد.
برخی بخش مهم تر طراحی و بناکردن شخصیت را فرایندی شهودی و الهامی میدانند!
برخی دیگر، بیشتر بر مطالعه و بکارگیری ترفندهای فنی و جستجوی عقلانی تاکید دارند!
بعبارتی، برخی بر تلاش آگاهانه و برخی بر الهام نابخود!
واقعیت این است که هیچ کدام اشتباه نمیگویند، بلکه با تکیه بر تجربه و روش خود، ارائه طریق می کنند. راهی را که پیموده، و به نتیجه ی دلخواه رسانده اند، به دیگران هم توصیه می کنند!
اشکال آنجا خواهد بود که کسی مدعی شود تنها راه درست، همانست که او توصیه می کند!
در این میان، کسانی هم بنا به تحلیل های مفهومی از ” ماهیت شخصیت” ، و ارتباط تنگاتنگ آن با حمل و بیان “معنای داستان” توسط شخصیت و در طول فیلمنامه، نکات و تعاریفی در خور توجه از ماهیت و کارکرد شخصیت، و تاثیرگذاری آن بر معنا و رویداد بیان کرده اند،
این تکاپوها، و افزایش این یافته ها، در گوشه گوشه ی دنیا ادامه دارد!
چه کنیم؟ راه مناسب خود را چگونه انتخاب کنیم؟
** *
– میدانیم طرح داستانی فیلمنامه در یکی از این سه محور، با یکی از این سه عنصر کلیدی فیلمنامه آغاز می شود: ” شخصیت- موقعیت – معنا” !
(به عنوان شاخه فرعی، و با کمی وسواس، میتوان “رویداد” را عنصر چهارم نامید!)
به این بحث وارد نمیشویم که کدام درست تر و متداول تر است، که خود وادی گسترده ای ست!
میشود گفت برای تولید فیلمنامه های متفاوت، ارزش و کارکرد هر کدام تغییر می کند.
تفاوت و تاثیر انتخاب هر یک از این سه (چهار) محور، برای شروع فیلمنامه را دقیق تر نگاه کنیم!
** *
– آدمها (و از جمله فیلمنامه نویسان!) دغدغه ها و گرایشهای فکری و عاطفی متفاوت دارند.
کسانی علاقمند به مفاهیم و معانی هستند: عشق، آزادی، تنهایی، امید، نفرا، ترس، محبت و …!
سوالهای برآمده از مفاهیم ما را درگیر ارزش و اعتبار معانی زندگی می کنند”
آیا جوهره ی زندگی عشق است؟ آیا آزادی مهمترین شرط و لازمه ی خوشبختی ست؟ آیا ما تنها انسانها (یا موجودات هوشمند کهکشانها هستیم؟ آیا نفرت قابل تقسیم به نفرت خوب و نفرت بد است؟ آیا با محبت و مدارا می توان تمام زخمهای بشر را درمان کرد؟ …؟
گاه این مفاهیم چهره ی اجتماعی تر و عینی تری می یابند”
با نابرابری های اجتماعی چگونه باید مواجه شد؟ تحریب محیط زیست، رویدادی ناگزیر و برآمده از گسترش بی مهار تمدن است؟ برای رسیدن به صلح جهانی باید مرزهای جغرافیاوی را از میان برداشت؟…؟
** *
– کسانی دیگر مشتاق شناختن و شناساندن دنیای پیچیده ی روانی و عاطفی انسانند:
کدام رنج قدرت ویرانگری بیشتری در انسان دارد؟ مرگ آگاهی؟ ناامنی؟ کمبودهای عاطفی؟ بی ایمانی؟ فقر؟ جنگ؟ …؟
گاه این واکاوی ها بر روابط ملموس تمرکز بیشتری می یابند:
کدام داشته ی انسان، به زندگی دلبسته ترش می کند؟ همسر و فرزندان؟ سلامت روابط اجتماعی؟ جسم و تامین نیازهایش؟ ثروت، شهرت، زیبائی، محبوبیت؟
دیگرانی هستند که به برآیند این دو رویکرد اعتبار بیشتری میدهند:
در شکل دهی به شخصیت ما، کدام موثرترند؟ واقعیات محیطی یا کشمکش های درونی؟ در آویختن در یک باور معنوی، خوشبختی ما را تضمین می کند؟ خوشبختی های ملموس و مرئی ضروری ترند، یا روابط عاطفی نیرومند؟ آیا بی اعتنایی به مادیات، به رهائی ختم می شود، یا فقر؟…؟

گاو خشمگین
گاو خشمگین

– گروهی دیگر، از قرار دادن انسان در موقعیتهای خطیر، میخواهند به روشن ترین پاسخ ها، درباره ی قدرتها و صفتهای روان او برسند:
دچار شدن به یک بیماری بی درمان و فرسایش تدریجی! از دست دادن یک عزیز، عزیزترین! اسارت! محاصره در دام دشمنی که آرام آرام پیش میآید! بیابان داغ، گم گشتگی و تنهایی! …!
و گاه بخران موقعیتها، کوتاه مدت، اما هول آورتر است (موقعیتهایی غالبا برآده از یک رویداد):
درگیری سریع و خشونت بار خیابانی! تصادف شدید اتومبیل! گرفتار آمدن ناگهانی در میان صخره های کوهستان! وضع خطیر گرفتار آمدن در محاصره ی سیل! کشمکشی سریع و شتابنده در خانه! برداشتن زخمی عمیق و نبود امکان دریافت کمک! نیاز ناگهانی و حاد به مبلغی کلان! …!
** *
– کسانی هم چشم و ذهن میدوانند که آدمهایی خاص را بیابند و در نقطه ی آغاز و مرکز فیلمنامه قرارشان دهند:
کسی که سالهاست بی هیچ دستمزدی، کودکان محرومی را آموزش میدهد! کسی که مدتی دراز است که در گوشه نشینی و جائی دور از دسترس دیگران زندگی می کند! کسی که زمانی طولانی را صرف پژوهشی گسترده کرده است! کسی که سالیانی ست با گردش و کارکردن در اینجا و آنجای دنیا، عمر میگذراند و هیچ میلی به یکجا ماندن ندارد! کسی که با مجموعه ای غریب و ترسناک از حیوانات وحشی زندگی می کند!
کسی که ویژگی فیزیکی و با ذهنی، از او موجودی غجیب و انگشت نما ساخته است!…!
میتوان این فهرست بی پایان را به فهرست انسانهائی معمولی تر، در شرایطی عادی تر پیوند زد:
کسی که هر چه تلاش می کند، هیچ روزش تفاوتی با دیروز پیدا نمیکند! کسی که در زمانی کوتاه با کسی آشنا میشود، دل میبازد و حال باید به همان شتاب، جدا شود! کسی که طی گدرانی عادی و همیشگی، درگیر ذهنیتی متفاوت با واقعیت موجود، روز و شب را در این دوگانگی ادامه میدهد!…!
** *
– فصل مشترکی در این گرایش های گوناگون و سلائق متفاوت وجود دارد؟
اگر هر سه نقطه ی شروع فیلمنامه – شخصیت، موقعیت، معنا (و البته رویداد) – انتخاب درستی ست، که هست، چگونه راههای پیش رو را ارزیابی کرده و راه مناسب خود، و فیلمنامه خود را بیابیم؟
پاسخ مناسب برای گزینش راه مناسب را، در جستجوی همان فصل مشترک، پیدا می توان کرد!
** *
پایان بخش پنجم

 

One thought on “شخصیت و معنای داستان (بخش پنجم)

  1. Pingback: شخصیت و معنای داستان (بخش ششم) - فریدون فرهودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با دادن ایمیل خود این ویدئو برای شما ارسال می شود

این ویدئو را برای من ارسال کنید
close-link
فایل صوتی و  نسخه "پی دی اف" این مقاله را می خواهم!
فایل صوتی و  نسخه "پی دی اف" را ارسال کنید.
ما نیز مثل شما از ایمیل های جعلی بیزاریم
Close
دانلود وبینار رایگان 
آموزش دیالوگ نویسی در فیلمنامه
دانلود وبینار
به محض وارد کردن ایمیل می توانید این فیلم را دانلود کنید.
Close